جوک های رشتی 1
زن رشتيه بچه دار ميشه، وقتي بچه رو به رشتيه نشون ميدن، ميبينه بچه سياهه!! خلاصه يكم ميره تو
فكر، ولي چيزي نميگه. يك پنج-شيش ماه بعد، رشتيه با زنش مشغول كارِ خير بوده، يهو وسط كار
حواسش جمع ميشه، ميبينه خانوم اونقدر دست و پا زده كه پتو رو انداخته پايين. خلاصه حسابي
شاكي ميشه، ميگه: خانومجان اين پتو رو بكش رو خودت، باز اين يكي بچه هم مثل قبلي نور
ميخوره، ميسوزه
رشتيه داشته از افتخاراتش براي دوستش تعريف ميكرده !! ميگه رفتم خونه ديدم يه يارو داره با
خانومم تو آشپزخونه ور ميره !! دوستش ميگه خوب تو چي كار كردي ؟ رشتيه ميگه ديدم خانوم
رو لخت كرد ! دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟ رشتيه ميگه ديدم قاشق رو برداشت كرد تو
كون خانم !! دوستش ميگه خوب تو چيكار كردي ؟ رشتيه ميگه : منم تصميم گرفتم ديگه با اون
قاشق غذا نخورم
رشتيه رفت كه زنشو بيمه عمر كنه.يارو ازش پرسيدجناب چه بيمه اي بنويسم؟رشتي گفت:بيمه
شخص ثالث بنويس!!چون رفت و آمدش زياده
رشتيه ،تركه ، با فارسه قرار ميزارن گلف بازي كنن فارسه ميگه: زمينش از من تركه ميگه:چوبشم از
من رشتيه داد ميزنه كه : من بازي نميكنم بازم سوراخش افتاد به من
يه دختر رشتي دوست پسرش رو آورده بود خونه يهوباباش سرميرسه با عصبانيت ميگه آوووو
چشمم روشن لابد از فردا جلوي من سيگار هم ميكشي
رشتيه وسط خيابون گوش پسرش رو گرفته بوده، داشته دخترش رو بدجوري ميكرده! ملت جمع
ميشن ميگن: بابا چي كار ميكني؟! زشته، واسه چي داري دخترت رو ميكني؟! يارو ميگه: پسري كه
درس نخونه بايد خوارشو گاييد!!!
يه روز حسن آقا رفته بود ماهي گيري تور ماهي گيري رو كشيد بالا ديد يه پري دريايي گفت
والاهه سگ ماهي,كوسه ماهي,خر ماهي و اره ماهي ديده بوديم ولي جنده ماهي نديده بوديم
يه رشتيه مياد تهرون باماشين با يه مسافركش تهروني تصادف ميكنه يارو جاهله سريع مياد پايين
فحشو ميكشه ميگه : خواهرتو ميكنم , مادرتو ميگام.... رشتيه مي گه : اوووووووووووووو مرتيكه
حشري
رشتيه داشته پسرشو نصيحت ميكرده، ميگفته: پسرم اينقدر خانم بازي نكن! عاقبت نداره! آخرش
سوزاك ميگيري!! تو اگه سوزاك بگيري، كلفتمون سوزاك ميگيره! كلفتمون اگه سوزاك
بگيره، من سوزاك ميگيرم!! من اگه سوزاك بگيرم، ننت سوزاك ميگيره!! واي به اون روزي كه
ننت سوزاك بگيره! همه رشت سوزاك ميگيرند!!!
رشتيه کتاب مينويسه تموم که ميشه صفحه اولش مي نويسه:تقديم به پدرم که بهترين دوست بابام
بود!
به رشتيه گفتن خانومتو ديديم تو ماکسيماي يه مرد غريبه که صدو شصت - هفتاد تا ميرفتن ...رشتيه:
اين که چيزي نيست که ماکسيما بيشتر از اينا هم ميره!!
از رشتيه ميپرسن روي هم رفته چند بچه دارين؟ ميگه برارجان روي هم نرفته 3تا بچه داريم.
رشتيه غيرتي ميشه بعد به زنش مي گه كجا داري مي ري زنه ميگه دستشوئي رشتيه مي گه تو بشين
من خودم مي رم
از يه رشتيه ميپرسن از زنت ميترسي ميگه من... من ..... من...... من.... بابا مثل سگ
