تبليغاتX
بیـا تـو خنـده بـازار

بیـا تـو خنـده بـازار

ویلاگ اتم 20 را به دوستان خود معرفی کنید.

ناز

عکس دختر های ناز ایرونی

۲۰ اتم توپ از دختر های با کلاس ایرونی

 

در ادامه مطلب کلیک کن .

«نظر یادت نره گلم»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 27 مرداد1386ساعت 5:7 PM  توسط مرتضی  | 

خنده درمانی

خنده درماني

آيا تاکنون از خود پرسيده ايدکه چند بار در روز از ته دل مي خنديد؟ آيا آدم خوش خنده و

خوشرويي هستيد يا گرفته و عبوس و به اصطلاح جدي و مبادي آداب! پژوهشهاي گوناگون در

زمينه اثرات خنديدن بر جسم و روح بيانگر اين واقعيت است که خنديدن سبب از بين رفتن بسياري از.................؟؟؟؟؟

 

برای ادامه در ادامه مطلب كليك كنيد

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 10:57 AM  توسط مرتضی  | 

only fun

خنده:


فشار خون را تعديل مي كند.


- كلسترول خون را كاهش مي دهد.


- از بيماري زخم معده و اثنا عشر جلوگيري مي كند.


- خون سالم توليد مي كند.


- در پيشگيري از سكته قلبي و مغزي بسيار مؤثر است.


- تحمل دردهاي جسمي را آسانتر مي كند. 5دقيقه خنده از ته دل برابر است با 5ساعت تسكين درد.


- با افزايش اندروژن مغز (نوعي مورفين طبيعي) سبب احساس سرخوشي و شادي مي شود.


- به سبب ايجاد انبساط عروقي، ترميم بافتهاي آسيب ديده را تسهيل مي كند.


- «دويدن بي حركت» نام گرفته است و افراد لاغر را چاق مي كند و افراد چاق را لاغر مي كند.


- عمر را طولاني مي كند.


- چهره را جذابتر و قشنگتر و شفافتر مي كند.


- قدرت يادگيري را افزايش مي دهد.


- رفع خستگي مي كند.


- بهترين داروي معالجه افسردگي است.


- نوعي تخليه رواني است و تنشها و احساسات سركوب شده را رها مي سازد.


- نقش درماني دارد، آنقدر كه در بيمارستانهاي پیشرفته «اتاق خنده» طراحي شده است.- خنده

 

خنده مي آورد و مسري است. تحقيقات متعدد پزشكي همواره نشانگر آن است كه خنده بهترين

 

 دارو براي افراد است؛ زيرا براي آن نبايد هزينهاي بپردازند.


به گفته محققان هر چه مدت زمان خنده طولاني تر باشد و دفعات خنده بيشتر, به همان نسبت تأثير

 

 بيشتري بر سلامت و بهبود افراد مي گذارد.


بنا بر اين گزارش و به گفته محققان انستيتو بيولوژي انساني و آنتروپولوژي برلين آلمان هنگام خنده

 

در مجموع بيش از صدها عضله از عضلات صورت گرفته تا ساختار عضلاني, دستگاه تنفسي

 

شركت دارند و هنگام خنده كامل كل بدن را درگير خود مي كند.

 


سر حركت ميكند، بدن خم و راست مي شود و مي لرزد و به دنبال آن تنفس عميقتري صورت مي

 

 گيرد كه اين روند بر كل بدن تاثير ميگذارد.


همچنين, سلولهاي بدن اكسيژن دريافت ميكند و هواي برونشهاي ريه تازه مي شود و روند

 

متابوليسم و سوخت و ساز بدن بهبود مي يابد و از عضلات تشنج زدايي مي شود و قلب و عروق

 

تحريك مي شوند.


به گفته محققان, خنده همزمان روند بهبودي افراد را تسريع مي كند. مغز در هنگام خنديدن, توليد

 

هورمونهاي اضطراب (استرس) مانند «آدرنالين» و «كورتيزون» را متوقف مي كند و برعكس توليد

 

هورمون شادي؛ يعني «سرتونين» را افزايش ميدهد. در مجموع افرادي كه زياد مي خندند, احساس

 

بهتري دارند.


تحقيقات در امريكا نشان ميدهد كه احتمال تقويت سيستم ايمني به دنبال خنديدن ميرود؛ در واقع

 

 خنده باعث فعاليت مكانيسم هاي دفاعي بدن مانند فعاليت لنفوسيتهاي «تي» مي شود كه نقش

 

مهمي در مقابله عليه سرطان دارند.


محققان به همه توصيه مي كنند كه از اين داروي مجاني و بدون عوارض, در همه موارد استفاده كنند

 

 و فرصت بهرهگيري از آن را در هر شرايطي از دست ندهند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 10:15 AM  توسط مرتضی  | 

عکس های خنده دار ورزشی 1

عكس هاي جالب از صحنه هاي جالب فوتبال

 

براي ديدن بقيه عكس ها در ادامه مطلب كليك كنيد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 1:40 PM  توسط مرتضی  | 

داستان کوتاه خنده دار 2

 

1. يه روز جرج بوش مي ره بازديد يه مدرسه و

 سر کلاس ............؟؟؟؟

 

2. آقايان پاسخ مي دهند!!

 

برخي خانم ها مثل چي هستند ؟

 

خانم ها مثل..............؟؟؟

 

 

۳. ازدواج آقا خر با آهو خانم

 آهو خيلي خوشگل بودآهو خيلي خوشگل بود . يک روز يک پري سراغش اومد و بهش گفت:........

 

4. 24 ساعت يك ايراني .....؟؟؟؟

 

برای خواندن ادامه داستان های در ادامه مطلب كليك كنيد.

 

عزيزم نظر يادت نره

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 11:38 PM  توسط مرتضی  | 

رئيس جمهور هاي آمريكا

اين عكس ، عكس كوه ي تو آمريكا كه تصوير چهار رئيس جمهور آمريكا تو اون كوه هك شده شما روي اين كوه دارين مي بينين ولي من مطمئنا كه پشت اين كوه نديدين ؟؟؟

واسه ديدنش تو ادامه مطلب كليك كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 8:33 PM  توسط مرتضی  | 

جوک 1

يه روز يه مار، اند افسردگي بوده... سرشو انداخته بوده پايين و داشته ميرفته كه يكي بهش ميگه: كجا

 

 ميري؟ ميگه: دست رو دلم نزار كه خونه... دارم ميرم خودمو بكشم...! يارو ميگه: چرا؟ مگه چي شده؟

 

ماره ميگه: داستانش طولانيه.... 5 سال از اين راهي كه ميرفتم سر كار، وقتي به اينجا مي‌رسيدم، توي

 

اون زمين چمن رو كه نگاه مي‌كردم، مي‌ديدم يه مار خوشگل و خوش هيكل، خوابيده توي چمنهاي اونجا

 

و داره آفتاب مي‌گيره. من عاشق اون ماره بودم تا اينكه امروز بعد از 5 سال به خودم جرات دادم و گفتم

 

برم باهاش آشنا شوم. وقتي رفتم جلو و صداش كردم ديدم كه شيلنگه!


 

به ترکه ميگن:خاصيت نوشابه را بگو. ميگه: آب دارد گاز دارد ولی متاسفانه تلفن ندارد!

 

 

يك گنجيشك آباداني داشته واسه خودش پرواز ميكرده، يهو از دور يك عقاب ميبينه. ميره جلو، بالهاشو باز

 

ميكنه، ميگه: هو ولك! بالها رو حال مي‌كني؟! عقابه ميگه: برو عموجون، حال و حوصله ندارم. گنجيشكه

 

ميگه: نه جون ولك، نيگاه كن هيبت بال رو، رنگ پر رو، حال ميكني؟! عقابه ميگه: برو بچه به بازيت

 

برس... من بهت اشاره كنم همه پرهات ميريزه. گنجيشكه از رو نميره، ميگه: ههه! ولك پرهاي من بريزه؟!

 

نظاره كن قطر بال رو... صفا كن! عقابه شاكي ميشه، يك تلنگر ميزنه به گنجيشكه، يارو همه پرهاش

 

ميريزه، تعادلشو از دست ميده، سقوط ميكنه. همونجور كه داشته لخت مادرزاد ميافتاده پايين، داد

 

ميزنه: هوو ولك!... حال ميكني هيكل رو؟!

 

 

 

اصفهانيه سوار تاكسي ميشه، آخر مسير به راننده ميگه: حاج آقا كرايه ما چقدر شدس؟ يارو ميگه: 50

 

تومن. اصفهانيه ميگه: چه خبرس؟! اولندش كه 40تومن بيشتر نيميشد، بعدشم من 30تومن بيشتر

 

ندارم، حالا فعلا اين 20 تومنو بگير... يارو پولو ميگيره، ميشمره ميبينه 10 تومنه!

 

 

 

تركه و اصفهانيه و همدانيه مرحوم ميشن. اون دنيا ميرن جلو در بهشت، تا ميان برن تو يارو دربونه يك

 

نگاه به پروندشون ميكنه، با لگد پرتشون ميكنه بيرون! خلاصه همينجور دم در بهشت ولو بودن، يهو

 

همدانيه ميبينه دارن يك جنازه ميبرن تو بهشت، اينم بدو بدو ميره زير جنازه رو ميگيره و لااله‌الا‌الله گويان

 

ميره تو. يك مدت ميگذره، اصفهانيه ميبينه يك جانباز داره با ويلچر ميره تو، اينم بدو بدو ميره پشت ويلچر

 

رو ميگيره و ميره تو. تركه خيلي شاكي ميشه، هي دور و بر رو نگاه ميكنه، ميبينه پشت بهشت

 

ساختمون سازي دارن، يك فرغون افتاده اون گوشه. خلاصه فروغون خالي رو ور ميداره ميره جلو در

 

بهشت. دربونه ميپرسه: چيكار داري؟ تركه ميگه: كوري نميبيني مفقود

 

 

 

فارسه  ميخوره زمين،... هوا ميره، نميدوني تا كجا ميره!

 

 

 

از رشتيه ميپرسن: ممد آقا، بچه كجايي؟ ميگه: خودم بچه رشتم، ولي بابام بازار مشترك بوده!

 

 

 

! آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچه‌ها...

 

قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان... بچه‌ها!

 

 

دو تا بلوچه ميرن تهران يك فولكس قورباغه اي ميخرن، برميگردن طرف بلوچستان. نزديكاي زاهدان يهو

فولكسه خاموش ميشه، هركار ميكنن ديگه روشن نميشه. يكيشون برميگرده به اون يكي ميگه: اوره

ياسروك، برو نگاه كن ببين ماشين چه مرگش زده. ياسروك ميره درِ كاپوتو باز ميكنه، يك نگاه ميكنه با

تعجب ميگه: اوره كَريموك! بيا كه ماشين موتور ا! نداخته!  خلاصه اولي پياده ميشه مياد يك نگاه ميندازه،

ميگه: برو از صندوق عقب ابزار بيار، خودم درستش ميكنم! خلاصه ياسروك ميره درِ صندوق عقب رو وا

ميكنه، يهو داد ميزنه: اوره كريموك! بيا كه از تهران تا اينجا دنده عقب اومديم!

 

بعد از سالها جعبة سياه تانكي كه حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميكنن، توش آخرين جملات

حسين ضبط شده بود كه ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، آخه اين

همه نارجك و كوفت و زهرمار بهم بستي، يك وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!

 

رشتيه آخره پكر و ناراحت نشسته بوده تو يك عرق فروشي و همين جور يك ساعت تمام داشته گيلاس

عرقشو نگاه مي‌كرده. يارو جاهله با خودش ميگه بگذار يكم بخنديم، ميره جلوي رشتيه، گيلاس عرقشو

برميداره، لاجرعه ميره بالا. رشتيه اول يك نگاه غمناك به يارو ميكنه، بعد يهو ميزنه زير گريه! جاهله

ناراحت ميشه:‌ميگه: بابا بيخيال،‌ شوخي كردم ! جون حاجي..اصلاً‌  الان يدونه مَشتي‌شو برات ميگيرم،

مهمون من! رشتيه در حين هق هق ميگه: نه داداش، تقصير تو نيست. اصلاً‌ امروز بدترين روز زندگي

منه! اولش صبح خواب موندم دير رسيدم سركار،‌ رئيسم هم بيرونم كرد! ‌بعد اومدم برگردم خونه، ‌ديدم

ماشينم رو دزد برده! رفتم كلانتري، ‌گفتن كاريش نمي‌تونن بكنن...بعد تاكسي گرفتم رفتم خونه! ;،‌ يهو

ديدم كيف پولم رو گم كردم، ‌يارو راننده تاكسيه هرچي از دهنش درومد بارم كرد و گاز داد رفت.. بعد رفتم

تو خونه، ديدم خانم با سه تا از همسايه‌ها تو رختخوابن! آخر تصميم گرفتم خودمو بكشم، ‌كه يهو تو

اومدي ليوان سمم رو تا ته خوردي!

 

يه يارو زنگ زد هواشناسی گفت: آقا دستتون درد نکنه... ديروز هوا خيلی خوب بود

 

 

 

به يه تركه ميگن :‌ راسته شما به خر ميگين داداش؟ ميگه آره داداش

 

 

 

يه روز يه ترکه ميخواسته تو جمع فارسها جوک بگه. تا شروع ميکنه و ميگه يه فارسه... همه ميگن: ا...

 

ا... ا... ا... ترکه ميگه: خيلي خوب يه روز يه تهرونيه... باز همه ميگن: ا... ا... ا... ا... ترکه ميگه: باشه

 

بابا... يه روز يه ترکه... همه ميگن: خب خب؟ ميگه: يه روز يه ترکه مي‌افته تو چاه توالت درش ميارن

 

ميبينن فارسه!

 

 

لره توي اتوبوسِ تهران-خرم‌آباد نشسته بوده، ميره به راننده ميگه: آقاي راننده واسه كي داري رانندگي

مي‌كني؟! اينا همه خوابن!

يك شب تلوزبون فيلم سينمايي خانه كوچك رو گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا.

يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميكنند، ميرن ميخوابن!

 

يه اسب زنگ مي‌زنه سيرك. تلفنچي مي‌گه: بله... بفرماييد.... اسبه مي‌گه: با مدير سيرك كار داشتم.

 

تلفنچي تلفن رو وصل مي‌كنه به مدير سيرك. مدير سيرك ميگه: بفرماييد. اسبه ميگه: من كار ميخوام.

 

مدير سيرك مي‌گه: چي كار بلدي؟ اسبه ميگه: بلدم روي پاهام بلند شوم... دنده عقب برم... از روي

 

مانع بپرم و... مدير سيرك مي‌پره توي حرف اسبه و ميگه: نه بابا... كار درست و حسابي و جديد چي

 

بلدي؟ يه دفعه اسبه شاكي مي‌شه مي‌گه: الاق... دارم حرف مي‌زنم....!؟

 

 

تركه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه

 

 

 

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن،‌ قطار ميره تو تونل و همه جا

تاريك ميشه،‌ يهو يه صداي ماچ و بعد هم يه صداي كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته

بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه و دلش ميخواد ولي

به كسي راه نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با

اينكه سنش بالاست و كسي تحويلش نميگيره، بازم  نميذاره كسي ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم

با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه‌ها! يكي ديگه حالش رو ميكنه ما كشيده رو مي‌خوريم! پسره هم با

خودش ميگه: چه حالي ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

 

تركه سنگ مينداخته تو صندوق صدقات، ازش ميپرسن: بابا اين چه كاريه ميكني؟! ميگه: ميخوام به

انتفاضه كمك كنم!

 

تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم!

خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي

ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!

 

سوسكه بدمستي مي‌كنه ميره پيش دمپايي مي‌گه: بزن... دبزن... اگه جرات داري بزن...!

 

 

يارو تلويزيون رو روشن ميكنه. كانال 1: قرآن. كانال 2: قرآن. كانال 3: قرآن. كانال 4: قرآن. كانال 5: قرآن.

كانال 6: قرآن. پا ميشه تلويزيون رو ميبوسه ميذاره رو طاقچه!

 

يه روز يه تركه مي‌ره عروسي، به عروس شماره تلفن ميده!

 

 

مارمولكه ميره مشهد، ميشه مشمولك! چند وقت بعد بزرگ ميشه، ميشه مشمول... ميبرنش سربازي!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 5:30 PM  توسط مرتضی  | 

کاریکاتور

کاریکاتور جالب از بهاره رهنما

 

کاریکاتور جالب از نیکی کریمی

 

کاریکاتور جالب از عادل فردوسی پور

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 4:55 PM  توسط مرتضی  | 

کاریکاتور

کاریکاتور بازیگران معرف جهان

 

 

کاریکاتور جالب از تیم عالی برزیل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 10 مرداد1386ساعت 4:48 PM  توسط مرتضی  | 

داستان کوتاه 1

عقاب


 
مردي تخم عقابي پيدا کرد و آن را در لانه ي مرغي گذاشت . عقاب با بقيه جوجه ها از تخم بيرون آمد و باآنها بزرگ شد . در تمام زندگيش؛ او همان کارهايي ا انجام داد که مرغها مي کردند ؛ براي پيدا کردنکرمها و حشرات ؛ زمين را مي کند و قد قد ميکرد و گاهي هم با دست وپا زدن بسيار غ کمي در هوا پروازمي کرد .

سالها گذشت و عقاب پير شد .

روزي پرنده ي با عظمتي را بالاي سرش بر فراز آسمان ابري ديد . او با شکوه تمام ؛ با يک حرکت نا چيزبالهاي طلاي يش ؛ بر خلاف جريان شديد باد پرواز مي کرد .

عقاب پير ؛ بهت زده نگاهش کرد و پرسيد : " اين کيست ؟" همسايه اش پاسخ داد : " اين عقاب است_

          سلطان پرندگان . او متعلق به آسمان است و ما زميني هستيم ."

عقاب مثل مرغ زندگي کرد و مثل مرغ مرد . زيرا فکر مي کرد مرغ است .

 

من خواب نيستم!

خاموش اگر نشستم

مرداب نيستم!

روزي که بر خروشم و زنجير بگسلم

روشن شود که آتشم و آب نيستم!

 

 

سر درگمي


از ساعت ۴ صبح دم در بيمارستان همراه مادر پيرش صف واستاده بود تا نفر اول باشه !


البته بايد اينکار رو مي کرد ، ناراحتي قلب مادرش رو بايد درمان مي کرد ...


ساعت
۸ صبح شده بود و صداي داد و بيداد مردم ...


تازه فهميد خيلي ها هم مثل خودش تو صف هستن !


وقتي در باز شد آدم هايي رفتن تو که اصلا تو صف نبودن ، با يه يادداشت و ....


طفلک جايي رو نداشت که مادرش رو ببره ، همون جا خوابيد تا فردا دوباره اول صف باشه !



زمان خيلي كند است
براي كساني كه انتظار مي‌كشند

خيلي سريع براي كساني كه مي‌ترسند

خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگين‌اند

خيلي كوتاه براي كساني كه شاد‌اند

ولي براي كساني كه عاشق‌اند

زمان جاودانگي است.

================

 

ترمز


 
مرد پايش را روي ترمز گذاشت . اتومبيل با صداي ناهنجاري ايستاد

سرش را از پنجره بيرون آورد و دهانش را باز کرد ............

 
صداي عصاي سفيد روي آسفالت سرد خيابان صدايش را بريد .

 

 

__________________

زمان خيلي كند است
براي كساني كه انتظار مي‌كشند

خيلي سريع براي كساني كه مي‌ترسند

خيلي طولاني براي كساني كه اندوهگين‌اند

خيلي كوتاه براي كساني كه شاد‌اند

ولي براي كساني كه عاشق‌اند

زمان جاودانگي است.

================

 

عشق ناكام


خيلي خوش حال بودم ....
چون قرار بود ببينمش ...

آره اون كسي رو كه هميشه دوست داشتم رو قرار بود تو دانشگاه ببينم.

وقتي رفتم طبقه اول دانشگاه اتفاقآ تو راه رو ديدمش ...

ولي انگاري خيلي غريبه بود...

چهرش غربيه بود ... غريبه از هر غريبه اي .

در همين لحظه چشمم به پسري افتاد كه كنارش ايستاده بود.

پيش خودم گفتم كه برادرشه و بي خيال موضوع شدم.

داشتم با يكي از دوستام حرف مي زدم كه يكي از دوستام زنگ زد و گفت بيا جلوي كلاس101

...!
وقتي رفتم كسي نبود...

دوستم و ديدم و بهم گفت كه عشقت با يه پسري الان رفت...!

دورن دوان رفتم بيرون دانشگاه ..

اولش باورم نمي شد ولي وقتي دستش رو تو دست پسره ديدم بي اختيار خشك شدم .......!
حالا فهميدم چرا اون نگاه آشنا چرا ديگه آشنا نبود...!!!!

 

__________________

چشم من بر روي ماهت تيره است --- انتظارت گو يا پيچيده

است
لحظــه اي گـــــر من نبينم روي تو --- روزگارم در هم و پيچيده است
''سروده اي از مصطفي کاوه''

 

مرد سالار


مرد سالار
پدر راهنمايي مي کرد و پسر در حالي که نگاهش با چپ و راست شدن دست پدرش همراه شده بود به سخنانش گوش مي کرد .

-- زن مثل گردو مي مونه بايد خردش کرد و بعد مغزش را درآورد و جويد .

-- زن مثل زعفرونه بايد حسابي بکوبيش تا خوب عطر و رنگ بده

-- زن مثل نمد ميمونه بايد يک نقشي بهش داد و تا ميخوره کوبيد تو سرش تا شکل بگيره

-- زن مثل ……………

پسر فرياد کشيد : مواظب باش داره مي سوزه …

پدر دستش را گزيد و برسرش کوبيد و گفت : خدا به دادم برسه اين عزيزترين لباس مادرته !!

 

قلب


 
روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا ميکرد که زيباترين
قلب رادر آن منطقه دارد جمعيت زيادي جمع شده بود
قلب او کاملا سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود مرد جوان
با صدايي بلند تر به تعريف از قلب خود پرداخت
ناگهان پيرمردي جلو آمد و گفت: قلب من از قلب تو زيباتر است
مرد جوان و بقيه ي جمعيت با دقت به قلب پيرمرد نگاه ميکردند
قلب او باشدت مي تپيد
اما پر از زخم بود قسمتهايي از قلب او برداشته شده بود و تکه هاي
ديگر جايگزين آن شده بود اما آنها به درستي تکه هاي خالي را پر
نکرده بود و گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ايجاد شده بود در
بعضي نقاط شيارها ي عميقي ايجاد شده بود که پر نشده بود
همه با تعجب نگاه ميکردند و فکر ميکردند چطور چنين ادعايي دارد
مرد جوان به قلب پيرمرد اشاره کرد و با خنده گفت: حتما شوخي ميکني…
قلبت را با قلب من مقايسه کن… قلب تو مشتي زخم و خون و بريدگي است
پيرمرد گفت:قلب تو به ظاهر سالم است اما من اصلا حاضر نيستم قلبم را
با قلب تو عوض کنم
ميداني؟ هر زخمي نشانگر انساني است که من عشقم را به او دادم
من بخشي از قلبم را جدا کرده و به او بخشيدم گاهي او هم قلبش را به من
بخشيده که جاي آ ن تکه ها گذاشتم اما چون عين هم نبوده گوشه هاي دندانه
دندانه در قلبم بوجود آمده است که برايم عزيز است چون ياد آور عشق ميان
دو انسان است
گاهي هم قلبم را به کساني دادم اما آنها چيزي از قلب خود را به من نداده اند
اينها همان شيارهاي عميق است گرچه درد آور است اما ياد آور عشق است
اميدوارم اين شيارها هم توسط آنها با قطعاتي که در انتظارش هستم پر کنند
پس حالا ديدي که زيبايي واقعي چيست؟؟؟؟؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد در حالي که اشک مي ريخت به سمت پيرمرد
رفت قطعه اي از قلب سالم خود بيرون آورد و با دست لرزان به پيرمرد
تقديم کرد پيرمرد آن را گرفت و در قلب زخمي اش جاي داد و قطعه اي از قلب
زخمي خود را در قلب آن جوان گذاشت
مرد جوان به قلبش نگاه کرد سالم نبود

 

__________________

من خواب نيستم!
خاموش اگر نشستم
مرداب نيستم!
روزي که بر خروشم و زنجير بگسلم
روشن شود که آتشم و آب نيستم!

 

 

پدر


مردك چشمانش به زور باز بود . چهره‌اش سالها اعتياد به افيون را داد مي زد . دست جوانكي را گرفته بود و مي كشيد و زير لب چيزهايي مي گفت .
كسي راهشان را گرفت و گفت : هووووووي ، با اين جوان چكار داري و كجا مي بريش ؟!
مردك سرش را بالا كرد و گفت : اين احمق جديدا با رفقاي بدي مي گرده ، تو جيبش سيگار پيدا كردم .
:: به تو چه ؟! مگه تو چيكاره اين پسر هستي ؟ مرتيكه معتاد يه نگاهي به خودت کن ، دستش رو ول كن .
مردك باز هم سرش را به زحمت بالا آورد و گفت : اي كاش پدرش نبودم !

 

او به همه چيز فکر مي کند جز خودش


 
تي نمي نويسد فکر مي کند که مي نويسد وگاهي که مي نويسد انگارکه نمي نويسد. از هر کس که بپرسيد به شما خواهد گفت که او يک ديوانه است. فق فق .ميدمزي. هه هه. او مي داند که يک ديوانه است و با خود فکرهاي ابله هانه اي مي کند. اوديوانه است اما دماغش را با آستينش پاک نمي کند! نه به خاطر اينکه کار زشتي ست چون لباس او آستين ندارد. دي دي ند ند نديدي. او گاهي با خودش آواز مي خواند: سريس تا وزغ کيس تو شر آنت تو نوق سري تاکينگ آنتخ نوق.... او آواز هاي فرانسوي را بهتر از فرانسوي ها گوش ميدهد. او گوشش از اين حرفها پر است و وقتي نفس ميکشد مي رنجد و وقتي مي رنجد خوشحال است! او دائم مي رنجد. چون نفس مي کشد. او فحش هاي زيادي از حفظ است اما تا به حال به کسي فحش نداده است. اگر از من بپرسيد او ديوانه ايست که فقط به خودش آسيب مي رساند. اوعاشق سيب است ولي وقتي مي خورد معده اش نفخ مي کند. مغز او از معده اش درشتر است ولي کار نمي کند. در مغز او افکاري است که هرگز در جايي به ثبت نرسيده و به نظر خودش بايد هر چه زودتر آنها را به ثبت برساند. او مي خواهد ثابت باشد به خاطر همين گودال کوچکي را در باغچه خانه اشان حفر کرده است وهر روزه در آن دراز مي کشد و وقتي دراز مي کشد به آسمان نگاه نمي کند(به پشت ميخوابد) او مي ترسد که دلش تنگ شود او هم اينک مي گريـــد..........

 

 

 

شهود


با هم بوديم باز.
اين بار را اما نه کنار ِهم. آن هم نه به دليل ِ خاصي. جُز آن دو صندلي ِ دور از هم، صندلي ِ خالي ِ ديگري نبود.
اتوبوس که دوباره راه افتاد و ما که نشستيم، تو آينه‌ي جلوي اتوبوس، سر و صورت ِ او را مي‌ديدم و او هم لابد سر و صورت ِ من را.
با هم بوديم و دور از هم: هر چند پشت ِ او به من، اما در آينه رو به روي هم.
و تنها در آينه.
يکهو حس کردم اين طور بهتر است. خيلي بهتر. خيلي خيلي بهتر. و احساس ِ راحتي کردم. و بعد يکهو حس کردم که او هم فهميده.
فهميده بود.
به هم زل زده بوديم و هر دو از آن‌چه کشف کرده بوديم لذت مي‌برديم.
ديگر مي‌دانستم چه خواهد شد. او هم مي‌دانست.
همان هم شد.
پياده که شديم، او رفت. من هم رفتم. اين بار را اما نه با هم.
او با خودش.
من هم با خودم.

 

خبر


ديشب، در جايي، همين نزديكي‌ها، كساني گور من را مي‌كنده‌اند.
زمين سخت بوده و آن‌ها بر من لعنت مي‌فرستاده‌اند.
بايد مي‌آمدند. در را مي‌زدند و از زنم مي‌پرسيدند كه من خانه‌ام يا نه؟ و او جوابِ مثبت مي‌داد و آن‌ها من را مي‌خواستند و من بايد مي‌رفتم و با آن‌كه مي‌دانستم از من چه مي‌خواهند بايد مي‌پرسيدم:
- بله... فرمايشي داشتيد؟
و آن‌ها در حالي‌كه وانمود مي‌كردند هول شده‌اند، مي‌گفتند:
- آقاي دكتر! مريض ِ بدحالي داريم. لطف كنيد و چند دقيقه تشريف بياوريد!
و من بي هيچ سخني بايد مي‌رفتم.
آن‌ها من را مي‌كشتند و در آن گودال مي‌انداختند و رويم خاك مي‌ريختند؛ و زنم به هر اداره‌اي كه سر مي‌زد، نمي‌توانست خبري از من بگيرد.
بعد فراموش مي‌شدم.
حتا آن‌ها هم فراموشم مي‌كردند.

*
… عجيب است. ساعت هفتِ صبح است و هنوز كسي سراغم نيامده.
بايد اتفاقي افتاده باشد.
در حالي‌كه از شوق و هراس مي‌لرزم به زنم مي گويم:
- راديو ... راديو ... راديو را روشن كن!

 

 

پينوکيو


ديگه از ميز و صندلي ساختن خسته شده بود
رفت تو انبار و يه تيکه چوب درست حسابي پيدا کرد
شروع کرد به تراشيدن ، پيرمرد بيچاره خيلي ظريف و با دقت کار مي کرد
وقتي کارش تموم شد از خستگي سرشو گذاشت رو ميز و خوابيد !
يهو احساس کرد که يکي داره صداش مي کنه !!
پدر ژپتو .... پدر ژپتو .....

 

بي خيالي


ماشين حسابش رو روشن کرد
کرايه خونه + قبض آب و برق و تلفن + قسط ماشين + .....
همين طور که جمع مي کرد سرش بيشتر سوت مي کشيد !
يه نگاه به فيش حقوقش
يه نگاه به رقمي که ماشين حساب نشون مي داد
بايد چي کار مي کرد ؟

 

تاجر و ماهيگير


يک تاجر آمريکايي نزديکي يک روستاي مکزيکي ايستاده بود.در همان موقع يک قايق کوچک ماهيگيري

رد شد که داخلش چند تا ماهي بود.

از ماهيگير پرسيد: چقدر طول کشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي؟

ماهيگير: مدت خيلي کمي.

تاجر: پس چرا بيشتر صبر نکردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟

ماهيگير: چون همين تعداد براي سير کردن خانواده ام کافي است.

تاجر: اما بقيه وقتت رو چيکار مي کني؟
ماهيگير: تا دير وقت مي خوابم, يه کم ماهي گيري مي کنم, با بچه ها بازي ميکنم بعد ميرم

توي دهکده و با دوستان شروع مي کنيم به گيتار زدن. خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگي.

تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و مي تونم کمکت کنم. تو بايد بيشتر ماهي گيري کني.

اون وقت مي توني با پولش قايق بزرگتري بخري و با درآمد اون چند تا قايق ديگر هم بعدا

اضافه ميکني. اون وقت يه عالمه قايق براي ماهيگيري داري!

ماهيگير: خوب, بعدش چي؟

تاجر: به جاي اينکه ماهي ها رو به واسطه بفروشي اونا رو مستقيــما به مشتري ها ميدي

و براي خودت کارو بار درست مي کني... بعدش کارخونه راه مي اندازي و به توليداتش نظارت

ميکني... اين دهکده کوچک رو هم ترک مي کني و مي روي مکــــزيکوسيتي! بعد از اون هم

لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورک... اونجاست که دست به کارهاي مهم تري مي زني...

ماهيگير:اين کار چقدر طول مي کشه؟

تاجر: پانزده تا بيست سال!

ماهيگير: اما بعدش چي آقا؟

تاجر: بهترين قسمت همينه,در يک موقعيت مناسب که گير اومد ميري و سهام شرکت رو به قيمت

خيلي بالا مي فروشي! اين کار ميليون ها دلار برات عايدي داره.

ماهيگير: ميليون ها دلار! خوب بعدش چي؟

تاجر: اون وقت بازنشسته مي شي! مي ري يه دهکــده ي ساحلي کوچيک! جايي که

مي توني تا دير وقت بخوابي! يه کم ماهيگيري کني, با بچه هات بازي کني! بري دهکده

و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و خوش بگذروني…

 

*** لذت ***

استقامت و پايداري مترسک و قانع بودن اون به وضعيت موجود خودش باعث تعجب پرنده هاي مهاجري بود که هر از چند گاهي از اون ديار مي گذشتند.

بالاخره يک روز يکي از اونها از مترسک مي پرسه که تو به چه اميد و دلبستگي اين وضعيت را تحمل مي کني و به اون خو گرفتي ؟

مترسک مي گه برو و به پروازت ادامه بده چون تو از لذت ترساندن ديگران هيچ نمي فهمي .


جالب بود نه پس تا مطلب بعدي خداحافظ

راستي تو داستان توپ هم تو بخش شعرها و مطالب کوتاه و جالب گذاشتم .( از اين دو تا خيلي بهتر هستن)

 

__________________
به همه کس عشق بورز
به تعداد کمي اعتماد کن
به هيچ کس بدي نکن
شکسپير

 

 

''برداشته شده از سايت رسمي دانشجو ''

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 2:3 PM  توسط مرتضی  | 

sms شماره 4

بی اس ام اس نشی
.
.
.
.
.

.
.
.بلند صلوات بفرست

-------------------

بی تو نه امورجهان لنگ ميشه
نه بين زمين و اسمون جنگ ميشه
نه کوه اب ميشه
نه اب سنگ ميشه
فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

-----------------------------------------------

خانه‌اي با تماميِ امكانات: سونا خشك، سونا بخار، استخر، جكوزي، سالن كنفرانس، سالن بدن‌سازي، لابيِ بزرگ، 5 خوابه، 450 متر زيربنا، دوبلكس ( يعني كلا 900 متر )، در بهترين نقطة بالايِ شهر، پنت‌هاوسِ يه برجِ 40 طبقه، با ديدِ عالي متعلق به اينجانب ميباشد! دل همتون بسوزه

-------------------------------------------------------

مي دوني چرا رنگ غروب سرخه؟ چون خورشيد وقتي مي بينه من وتو با هم دوستيم آتيش مي گيره

------------------------------------

حيف که فقط تو يکی رو دارم ........ اگه از تو يه عالمه داشتم .... تا حالا يه گاوداری زده بودم ...

-------------------------------------------------------

نميگم که برام قدر يه دنيا عزيزی چون دنيا يه جايی تموم ميشه...
نميگم که مثل گلی چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...
نمي گم که سياهی چشامت مثل شب پر ستاره است چون شب هم پايانی داره...
نمی گم مثل آب پاک و زلالی چون آب هميشه پاک نمی مونه...
نمی گم دوست دارم چون که........ من اصلا دوست ندارم

---------------

قانون آخر نيوتن :
سيب مي افته فقط به خاطره تو چون تو تنها جاذبه ي زمين هستي عزيزم

------------

هر وقت دلت گرفت........ هر وقت بهترين دوستات در حساس ترين لحظات تنهات گذاشتن.........هر وقت خواستي گريه کني....... فقط به اين فکر کن که انرژي هسته اي حق مسلم ماست

-------------------------------------------------------------

عشق شايد زود تو را عاشق و دلتنگ كند اما هرگز تو را سير نمي كند.

------------------------

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد
عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد
دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

-----------------------------------------------------------------

عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست
تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست
عاشقي مقدورهر عياش نيست
غم کشيدن صنعت نقاش نيست

------------------------------------

کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا

نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

-----------------------------------

اگه تو کوچه پس کوچ هاي دلم گم شدي.دنباله کسي نگرد که آدرس بهت بده چون غير از تو کسيي اونجا نيست

 

------------------------

ديدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند
زودتر از تو ناگفته ها را با زبان نگاه گفته بودند
از من و هرچه در من نهان بود مي رميدي مي رهيدي
يادم آمد كه روزي در اين راه ناشكيبا مرا در پي خويش ميكشيدي

---------------------------------------------

غربت ديرينه ام را با تو قسمت مي كنم
تا ابد با درد و رنج خويش خلوت مي كنم
رفتي و با رفتنت كاخ دلم ويرانه شد
من در اين ويرانه ها احساس غربت ميکنم

-----------------------------------------------------------

هرز نكن ثانيه هاي قفس را ،
شتاب كن !
ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است،
روياي پرواز با تو است ... !

-------------------------------------------------
بيا در رويا غرق شويم

 

با ديدگانی گريان شانه هايی خسته و دستانی لرزان
آمدنت را به انتظار نشسته ام
باشد تا به ياری شانه های مهربانت
خيل خستگيهايم را زمين بگذارم

------------------------------------------------------

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

----------------------------------------------------------------

با تو زندانم !
با تو آزادم !
با تو قفسم !
با تو انبوهي از تضادم !
سرخ و سبز ، صورتي و آبي ...
زمزمه مي كنم هر لحظه هرز ، ترا ...
بيهوده از بهشت سخن مي رانيم ...
تنها يك روز پريدن به آنطرف ديوار بهشت موعود است ...
پرواز كن قناري و نترس ...
آسمان براي تو بي انتهاست ...

--------------------------------------------------------------

اگر عشقت گناه است ببين غرق گناهم

--------------------------------

عشق و دوست داشتن از پی هم می آيند ، اما هر گز در يک خانه منزل نمی کنند.

----------------

يافتن دوستان خوب سخت است سخت تر از آن ترک آنهاست فراموش کردنشان غير ممکن است .

-------

فاصله تابش خود را بر ديگران تنظيم کن خداوند خورشيد را در جايی نهاد که گرم کند ولی نسوزاند .

---

هر كسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد. من ساده به خيالم كه همه كار و كسم شد. اون كه عاشقانه خنديد خنده هاي من دزديد زير چشمه مهربوني خواب يك توطئه ميديد

--

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولي نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است => شكسپير

--------

يادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانيت در تمام وجودم است عزيزم محبت را در پاکي نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معني کردم وبدان که زيباترين لحظه هايم در کنار تو بودن است

-----------------

لحظه ها گذرا و خاطرات ماندگارند حاضرم تمام هستيم را بدهم تا لحظه ها ماندگار و خاطرات گذرا شوند...

----------------------------------

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در هوايت می تپند

----------------------------------------------------------

حقيقت انسان به آن چه اظهار ميکند نيست بلکه حقيقت او نهفته در آن چيزي است که از اظهار آن عاجز است بنابراين اگر خواستي او را بشناسي نه به گفته هايش بلکه به ناگفته هايش گوش فرا بسپار

--------------------------------------------------------------------------------

هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن...! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند...! و تو... هيچ وقت او را نديده اي

---------

چه خوب می شد اگر، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتيم و عشق را باهوس و حقيقت رابا واقعيت و حلال را با حرام و دنيا رابا عقبی و رحمان را با شيطان

-------------------

در عزاي عشق نشسته ام و هيچ نمي گويم همه گويند كه ... هي !! فلاني عاشق است ؟؟؟

---------------------------------------

وقتي از كسي كينه‌اي به دل مي‌گيري در واقع دشمن را به قلب خود راه داده و براي او جايي تعيين كرده‌اي. سعي كن خانه دلت را تنها از دوستان پركني و هرگز گوشه‌اي از آن را در اختيار دشمنان نگذاري

-------------------------------------------------------

به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

-------------------------------------------------------------------------------

آغوش پارکينگي است که جريمه ندارد !!! بوسه تصادفي است که خسارت ندارد !!! . . . . . چيه دنبالم راه افتادي !؟

-----

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

---------------

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست

--------------------------------

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي...
سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
گفت طولي نکشد نيز تو خاموش شوي

------------------------------------

 

شكوه اي نيست ز طوفان حوادث ما را
دل به دريا زدگان خنده به سيلاب كنند

-------------------------------------------------

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

----------------------------------------------------------------

چقدر عجيبه : تا وقتی مريض نباشی کسی برات گل نمياره تا فرياد نزنی کسی به سويت باز نمی گرده تا گريه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا قصد رفتن نکنی کسی به ديدنت نمياد و تا وقتی که نميری کسی تو رو نميبخشه

---------

هيچ وقت رازت رو به کسي نگو. وقتي خودت نميتوني حفظش کني چطور انتظار داري کسي ديگه‌اي برات راز نگهدار

--------------------

تو را آتش عشق اگر بسوخت مرا بين كه از پاي تا سر بسوخت. (مولوي)

------------------------------------

قلب خانه اي است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگري شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگري بيدار مي شود. (فرانسيس كافكا)

---------------------------------------------------

من غريبه‌ي ديروزم. آشناي امروز و فراموش شده‌ي فردا. پس در آشنايي امروز مينگرم تا در فراموشي يه دنيا يادم کني

------------------------------------------------------------------------

بايد خريدارم شوي تا من خريدارت شوم
با جون و دل يارم شوي تا عاشق زارت شوم
من نيستم چون ديگران بازيگر بازيگران
اول به دام آرم تو را وانگه گرفتارت شوم

--------------

دلم همچو آسمان، پر از ابرهای بارانی است، ای کاش دلم امشب بگرید، شاید که بغض عشق در چشمانم بشکند....

----------------------------

بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم

------------------------------------------------

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

--------------------------------------------------------------------

هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه

-------------------

تو در من آن تب گرمي كه آبم ميكند كم كم, نگاهت نيز چون مستي خرابم ميكند كم كم, منم آن كهنه ديواري به جا از قلعه هاي سنگ كه باد و آفتاب آخر خرابم ميكند كم كم

-------------------------------------------

عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ايد عشق همان بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان اويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با ان بيش خواهد رفت بس تا هميشه عا شقت مي مانم

-------------------------------------------------------------

چشمانت را براي زندگي مي خواهم اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش

 

-----------------------------------------------------------------------------

چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر

---------------

دوست داشتن کسي که سزاوار دوستي نيست، اسراف در محبت است. اگر ميخواهي هميشه آرام باشي، دلگيريهايت را روي ماسه و شاديهاي خود را بر روي سنگ مرمر بنويس. اگر کسي را دوست داري که تو را دوست ندارد، سعي نکن از او متنفر شوي، بلکه سعي کن او را فراموش کني

------------------------

عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 2:46 PM  توسط مرتضی  | 

عشق

عشق در لحظه اي پديد می آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ، اين اساسی ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است .

 

 

عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك )

 

 

محبت را به هيچ چيز تشبيه نتوان كرد زيرا كه هيچ چيز دقيق تر و لطيف تر از محبت نيست.  (سمنون محب)

 

 

عشق هرگز به رنگ ترديد در نمي آيد . (بوبن)

 

 

ايستاده مردن بهتر از زانو زده زيستن است .  (آلبرت کامو)

 

 

اگر کسی ترا آنطور که می خواهی دوست ندارد، به اين معنی نيست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد. (مارکز)

 

 

شما بدون تسلط بر خود نمی توانيد فاتح ديگران باشيد.  (کيم وو چونگ)

 

 

عشق، افسر زندگی و سعادت جاودانی است. (گوته)

 

 

عشق نور است که هرچه را در مسيرش قرار بگيرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد. (باربارا دی آنجليس)

 

 

عشق همانند مغناطيسی است که ما را به مبدا خود جذب می کند. (باربارا دی آنجليس)

 

 

آنان که از خود عشق ساطع می کنند با عشق زندگی می کنند و با عشق نيز نفس می کشند ، ديگران را به سمت خود می کشانند. (باربارا دی آنجليس)

 

 

عاشق هر که هستيد ، با وفاداری به او عشق بورزيد. (باربارا دی آنجليس)

 

 

تنها با عشق ميان دلهای شماست که عشق ميان شما عمق و استحکام واقعی خود را نشان خواهد داد. (باربارا دی آنجليس)

 

 

عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن اوج احترام به مجموعه ای از قوانين عاطفی است.

 

 

 

عشق ويران کردن خويش است ، دوست داشتن ساختن است

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 2:28 PM  توسط مرتضی  | 

اس ام اس شماره 3

 1. (اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم چون يه

 

سوال مهم برام پيش اومده، مي خواستم بدونم «هواپيما بوق داره؟

 

 

2. خيلي دوست دارم زود به زود ببينمت اما حيف بليط باغ وحش گرونه

 

 

3. من بيمارستانم نگران نشو. من تصادف کردم. تا فردا مرخص ميشم. دکتر ميگه شونت

 

 

شکسته. ديگه خوب نمي شه بايد برم يه برس ديگه بخرم

 

 

4. طبق آخرين اعلام قوه قضای يه خر بودن جرم نيست.برو خوش باش

 

 

5. الهی ميدون بشی منم وانت بشم دورت بگردم

 

 

6. انوشه انصاري به زمين بازگشت. در همين راستا سازمان ناسا اعلام كرد: از اون بالا

 

 

 

كفتر مي‌آيد، يك دانه دختر مي‌آيد!

 

7. هر چي زنگ مي زنم آنتن نميده جات بده به مامانت بگو جاتو عوض کنه.

 

 

8 . خبر رسيده که يکی از فرشته های خدا گم شده. چند ميدی لوت ندم؟؟؟

 

 

9. چند تا آدمن که تنشون ميخاره 1.اونايي که چشمک ميزنن ولي شماره نميدن 2.اونايي که

 

 

شماره ميگيرن ولي زنگ نميزنن 3.اونايي که حموم نميرن 4.اونايي که آف‌ت رو واسه

 

 

خودت ميفرستن

 

 

10. می دونی فرق تو با کفش چيه؟کفش لنگه داره ولی تو لنگه نداری

 

 

11. به غضنفر می گن ساندويچ خوردی ؟ ميگه : آره آخرش مزه کاغذ می ده

 

 

12. ميدونی فرق تو با راه چيه؟ راه رو بايد بری تا به آخرش برسی، اما تو خودت آخرشی

 

 

13. الهي تو خورشيد بشي و من زمين !! تا سالي 1 بار من دوره تو بگردم و توام سالي

 

 

365 بار دور من بگردي

 

 

14. تو اين ساعت قرار بود تو جنگل يه جلسه ی مهم برگزار بشه ولی نميشه می

 

 

 دونی چرا ؟

 


آخه اين الاغه نرفته جلسه و داره sms می خونه

 

 

15. حيوانات 30 ثانيه زودتر زلزله رو ميفهمند!

 


هوای ما رو داشته باش

 


ما رو بی خبر نذار

 

 

16. آيا فكر مي‌كنيد بي‌عرضه هستيد؟ فكر مي‌كنيد به درد هيچ كاري نمي‌خوريد؟ فكر مي‌كنيد

 

 

بي‌مصرف هستيد؟ به خدا درست فكر مي‌كنيد

 

 

17. قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را

 

 

هنگام رانندگي نميبينن

 

 

18.  بي‌تو مهتاب

 


 شبي باز از آن كوچه گذشتم

 


 فكر نكن فكر تو بودم

 


كار نداشتم ،‌ول مي‌گشتم!

 

 

 

19. خيلي دوست دارم يه روزميام دنبالت ومي برمت جايي كه دست هيچكس بهت نرسه... قربانت ....عزراييل..!!!

 

 

20. آخه خر


گاو


گوساله


الاغ


گوسفند


شتر


.
.
.


اين همه حيوون چرا شير شد سلطان جنگل ؟؟؟؟

 

 

 

ما اينم ديگه

 

 

گلم خوشگلم نظر يادت نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:33 AM  توسط مرتضی  | 

اينم شماره 2

 

1.  سيگار با اينکه ميدونه آخرش زيره پات له ميشه ولي تا آخر باهات ميسوزه.....سيگارتم رفيق



2. دوستي مثل ايستادن روي سيمان خيسه هر چه بيشتر بموني رفتنت سخت تر مي شه اگه هم يه

 

 

روزي بري جاي پات براي هميشه باقي مي مونه

 

 

3. من چروك روي لباتم تو بخند تا من فنا شم .

 

 

4. چمن زير پاتيم، حالا يه وقت خر نشي بخوريمون!

 

 

 

5. وقتي بهم گفتي تا آخر دنيا دوست دارم تازه فهميدم چرا ميگن دنيا 2 روزه

 

 

 

6.  هميشه عاشق کسي باش که لايق عشق باشد نه تشنه عشق ! چون تشنه عشق روزي سيراب ميشود

 

 

 

7. التماس به مردم خفت است، اگر برآورده شود منت است ،اگر برآورده نشود ذلت است

 

 

التماس به خدا جرات است،اگر برآورده شود رحمت است اگر بر آورده نشود حکمت است

 

 

 

8 . قلب فقط قلب فاتی، عشق فقط عشقه لاتی، رنگ فقط شکلاتی، 6 ماه تو حبس بی ملاقاتی؛ فکر

 

 

 نکنی گنده لاتيم، ما فقط خاطر خاتيم!

 

 

 

9. تا حالا كفشاتو نگاه كردي ؟؟ 2تا عاشق.2 همراه كه با هم مي ميرن.با هم خاكي ميشن,بدونه هم

 

 

 زيره بارون نميرن, كاش آدما هم 1كم از كفشاشون ياد بگيرن

 

 

10 . هميشه دوست داشتم ابر باشم چون اون قدر شهامت داره که هر وقت دلش مي گيره جلوي همه

 

 

 گريه مي کنه

 

 

11. خنده ات رو به همه بده، ولي لبخندت را به يه نفر، عشقت را به همه بده،ولي وجودت را به ي

 

ه نفر، بذار همه عاشقت باشن، ولي خودت عاشق يه نفر باش

 

 

12. تو در دل من جا داری... تو در رگ من جا داری... . .


رفتم دکتر گفت انگل داری...

 

 

13. بزرگترين دشمن بشر پوله پول.... هر چي دشمن داري بده به من و خودتو خلاص كن

 

 

14. Love پیام کوتاه


L: لنگت پيدا نميشه O : عمرمي V : وجودمي E : انگار اشتباه فرستادم

 

 

15. چهارتا مورچه ميرن حموم بعد 2تا ميان بيرون اون 2تا چي ميشن؟


مي چسبن به صابون

 

 

16. اگه فکر کردي بري قيد چشاتو مي زنم اگه فکر کردي بري ازت به آسوني دل مي کنم آفرين

 

يه بار تو عمرت درست فکر کردي.

 

 

17. ای قشنگ تر از پريا- شبها تو چت نريا-اگه رفتی تو روم نريا-اگه رفتی پی ام نديا - اگه دادی

 

اصل نديا -اگه دادی آمار نديا - اگه دادی... به جهنم هر کاری دلت ميخواد بکن

 

 

18. آرزو دارم عمرت مثل دستمال توالت باشه


سفيد و مفيد و دراز

 

 

19. براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که

 

هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين

 

 

20. بي معرفت شدي . محل نمي زاري .اس ام اس نمي زني ؟ خودتو واسه ما ميگيري


!اين همه بي محلي واسه چيه ؟ خوبه عکست روي چي توزه  

 

 

 



 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:24 AM  توسط مرتضی  | 

اس ام اس هاي عاشقانه (1)

1. حسنت به هزار جلوه آراسته است

 

  زيباييت از رونق گل کاسته است

 

  من آنچه دل تو خواسته هرگز نشدم

 

  اما تو همانيکه دلم خواسته است

 

 

 

2. ميگن عشق تو قصه هاست

 

   يه نگاه به خودم ميکنم!

 

   من نه شعرم و نه قصه

 

 

 

3. اگه يه روز حس کردي نبودن

 

    يکي بهتر از بودنشه چشاتو

 

    ببند ولي اگه چشات خيس شد

 

    بدون داري به خودت دروغ ميگي

 

 

 

4. بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند

 

   قاب عکس توست اما شيشه ي عمر من است

 

   بوسه بر مويت زنم ترسم که تارش بشکند

 

   تار موي توست اما ريشه ي عمر من است

 

 

 

5. تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست

 

   حاجت به بيان نيست که آرزوي تو پيداست

 

   من تشنه ي يک لحظه تماشاي تو هستم

 

   افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست

 

 

 

6. دوست دارم...تو سيب باشي من چاقو

 

   پوستاتو بکنم ميدوني چرا؟

 

   چون چاقو اگه بخواد پوست سيبو بکنه

 

   بايد دوره سيب بچرخه

 

 

 

7. از زندگي لذت ببر چون آخره جاده زندگي

 

   يه تابلو هست که روش نوشته:دور زدن ممنوع!

 

 

 

8. پلک هاتو ببند...

 

   حالا باز کن

 

   باز کردي؟

 

   چقدر طول کشيد؟

 

   همين قدر هم نمي تونم دوريتو تحمل کنم

 

 

 

9. o-<--<

 

   >-->-o

 

   o-<--<

 

   >-->-o

 

   o-<--<

 

   >-->-o

 

   o

 

  /l>    اين منم...

 

   \[     ميدوني بالاييا چي اند؟

 

          همشون جنازه ي اونايي

 

          که به تو چپکي نگاه کردن!!!

 

 

 

10. ميگم مر30،بهش بر30

 

   با کمپر30،نگي به ک30،منو

 

   ميبو30،اگه نبو30،خيلي لو30

 

 

 

11. کهنه فروش داد ميزنه:

 

   چراغ شکسته مي خرم

 

   کفشاي پاره مي خرم

 

   اسباب کهنه مي خرم

 

   بي اختيار داد ميزنم:

 

   کهنه فروش قلبه شکسته مي خري؟

 

 

 

12. همه دنيا فاصله ميشه تا که من نرسم به تو، که
    دنياي مني

 

   همه ميگن واسه فردا فکري بکن، نميدونن که تو
    فردای مني

 

 

 

 

13. کسي سوال ميکند به خاطره چه زنده اي؟

 

    و من براي زندگي تو را بهانه ميکنم

 

 

 

14. لوتي ترين اس ام اس سال:

 

    چروکه رو لباتيم لبخند بزن فنا شيم!!!

 

 

 

15. غمگين تر از زمستون پائيز...چون بهارو نديده

 

   اما غمگين تر از اون منم که خيلي وقته تورو نديدم!

 

 

 

16. خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند

 

    مگر اينکه يکيشون واسه ديگري بشکنه

 

    پس ميشکنم فقط به خاطره تو...!!

 

 

 

17. فرق من با گل:

 

   گل با اکسيژن زنده است من با نفس تو...

 

    فرق تو با گل:

 

   گل ريشه در خاک داره تو ريشه در قلب من...!!!

 

 

 

18. اگه همه ي دنيا بسيج بشن تا بخوان تورو از من

    
    بگيرن

 

    نمي تونن،چون من قبلش تورو از همه ي دنيا

     
     گرفتم

 

 

 

۱۹. درياي غم بي تو

 

   .

 

   .

 

   .

 

   .

 

   .

 

   .

 

   .

 

   .

 

   اردك ندارد

 

 

 

20. مي خوام بگم دوست دارم اونم با زبونه قلبم گوش

   
     کن:

 

 talap,tolop,talap,tolop   

                  

 

 

                    *نظر يادت نره گلم*

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مرداد1386ساعت 10:19 AM  توسط مرتضی  |